رضا قليخان هدايت

772

مجمع الفصحاء ( فارسي )

دولت و صولت نمود شير علامات او * دولت ملك عجم صولت تيغ يمان گوشه و خوشه بساخت از پى مجد و سنا * گوشهء عرش از سرير خوشهء چرخ از بنان پايه و مايه گرفت هم كف و هم جام او * پايهء بحر محيط مايهء حوض جنان يافته و بافته است شاه چو داود و جم * يافته مهر كمال بافته درع امان ساخته و تاخته است بخت جهانگير او * ساخته شعرى براق تاخته بر فرقدان سوده و بوده شمر اشهب ميمونش را * سوده قضا در ركاب بوده قدر در عنان بسته و خسته روند تيغ‌وران پيش او * بسته به شصت سبك خسته به گرز گران و له ايضا عالم جان خاص تست نوبه فروكوب هين * گوهر دل خاك تست رد مكن اى نازنين در غمت اى زود سير خون جگر مىخورم * تشنه بجز من كه ديد آبخورش آتشين جان چو سزاى تو نيست باد به دست جهان * مهر چو مقبول نيست خاك به فرق نگين گلبن وصل ترا خار جفا در ره است * مهر چو بينى كه هست مار ببين در كمين